ارائه راهکارهای سیاستی برای اقتباس هنری از ادبیات کهن فارسی با رویکرد وفاق ملی در همایش ملی سیاستگذاری هنر

دکتر محمد نجاری، استاد مطالعات بینرشتهای علوم انسانی و هنر و معاون نوآوری و توسعه فناوری پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، در اولین همایش ملی سیاستگذاری هنر در ایران، مقاله خود با عنوان «راهکارهای نگارش یادداشت سیاستی برای اقتباس هنری از ادبیات کهن فارسی با رویکرد وفاق ملی» را ارائه داد.
به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، این همایش به همت این پژوهشگاه و با همکاری فرهنگستان هنر برگزار شد و دکتر محمد نجاری در نشست «سیاستگذاری هنر و توسعه اجتماعی و سیاسی» به ارائه یافتههای پژوهش خود پرداخت.
ادبیات کهن؛ میراث مشترک در بزنگاههای تاریخی
دکتر نجاری در سخنان خود با اشاره به جایگاه ادبیات کهن فارسی بهعنوان بخشی از هویت فرهنگی و ملی ایرانیان گفت: «ادبیات کهن فارسی نقشی اساسی در تقویت هویت اجتماعی و فرهنگی دارد. با آمدن اسلام به ایران و پیروزی ترکان غزنوی بر ایران، حکیم ابوالقاسم فردوسی دچار غم تاریخی بود و این حزن را به اندیشه تبدیل کرد و در اینجا اولین بزنگاه تاریخی اتفاق میافتد و شاهنامه نگارش میشود. این بزنگاهها در طول تاریخ ایران در زمان صفویه با دگردیسی مضمون حماسه ملی به دینی تکرار می شود و هویت ایرانی، باقی میماند. و بعد از آن در عصر مشروطه نیز تکرار میشود.»
وی افزود: « در عصر مشروطه، روشنفکران ایرانی با تکیه بر اندیشههای ایرانی، هویت جدید در آثار خود خلق میکنند و حتی به فارسیسازی واژههای فلسفی فکر میکنند. بعد از انقلاب اسلامی، هویت با مفهوم میهن، خاک و وطن عجین میشود و گاهی در آثار سینمایی نیز متجلی میشود. البته که در این عرصه موفق عمل نکردهایم و دلیل آن به سیاستگذاری فرهنگی بازمیگردد.»
چالش آموزش هنر در ایران؛ غفلت از ادبیات کهن
این پژوهشگر با اشاره به کاستیهای نظام آموزشی هنر در ایران اظهار داشت: «در دنیا ادبیات دراماتیک ذیل ادبیات بررسی میشود، اما در دانشگاههای ما این گونه نیست. در دانشگاههای انگلستان، شکسپیر در اولویت رشتههای انسانی قرار دارد، در حالی که در دانشگاههای ما، بسیاری از دانشجویان هنر هنوز اشعار فردوسی و متون کهن را بهدرستی نخواندهاند. این شکاف آموزشی، خود یکی از موانع اصلی در مسیر اقتباس هنری موفق از میراث ادبی کشور است.»
این استاد مطالعات بین رشته ای علوم انسانی و هنر افزود:
در این مقاله که با استفاده از روش تحلیل کیفی و مطالعه اسنادی تدوین شده، بر نقش ادبیات کهن فارسی به عنوان یکی از بنیادیترین عناصر هویت فرهنگی ایرانیان تأکید شده است و اقتباس هنری از متونی چون شاهنامه، مثنوی، گلستان سعدی و دیوان حافظ در قالبهای سینما، تئاتر، موسیقی و هنرهای تجسمی میتواند بستری مؤثر برای انتقال مفاهیم عمیق انسانی و تقویت انسجام اجتماعی باشد.
دکتر نجاری در این پژوهش با شناسایی چالشهایی همچون فقدان سیاستگذاری منسجم، نبود حمایت نظاممند از هنرمندان و نگرانی از تحریف مفاهیم کهن، مجموعهای از راهکارهای عملی برای نگارش یادداشتهای سیاستی ارائه کرده است: شناخت صحیح از ادبیات کهن و محتوای قابل اقتباس، تدوین سیاستهای حمایتی از هنرمندان و کارگردانان اقتباسی، تأکید بر مفاهیم مشترک انسانی و اخلاقی، بهرهگیری از زبان ساده و قابل فهم، همکاری با نهادهای فرهنگی، هنری و آموزشی، توجه به تنوع قومی و زبانی ایران، و رعایت توازن میان حفظ اصالت ادبی و نوآوری هنری.
بررسی نمونههای عینی از متون کهن
در بخشی از این پژوهش، چهار متن کلاسیک منثور فارسی شامل سیاستنامه خواجه نظامالملک، قابوسنامه عنصرالمعالی، کیمیای سعادت امام محمد غزالی و گلستان سعدی شیرازی از نظر ظرفیتهای اقتباس هنری و راهکارهای سیاستی مرتبط تحلیل شده است. نویسنده با ذکر شواهد مثال، نشان داده که چگونه میتوان از این متون برای تولید انیمیشن، سریالهای تاریخی، تئاترهای تعلیمی، پادکستهای دراماتیزه و محتوای دیجیتال بهره گرفت.
ضرورت سیاستگذاری هدفمند در اقتباس هنری
دکتر نجاری در بخش دیگری از ارائه خود تأکید کرد: «سیاستگذاری فرهنگی در حوزه اقتباس هنری از متون کهن، نیازمند درک عمیق از محتوای ادبیات کهن، توجه به مفاهیم انسانی مشترک و ایجاد بستری حمایتی برای هنرمندان است. یادداشتهای سیاستی باید ابزاری برای هدایت جریانهای فرهنگی به سمت ارتقای وفاق ملی و تقویت هویت فرهنگی کشور باشند.»
وی در پایان خاطرنشان کرد: «نتایج این مطالعه نشان میدهد سیاستگذاری فرهنگی در این حوزه باید بهگونهای تنظیم شود که هم نیازهای هنرمندان را برآورده کند و هم به تقویت وفاق اجتماعی و هویت ملی در ایران کمک کند.







